| کلبه ی عشق میلاد و شقایق |
|
|
|
تنهاترین من تنها نذار منو تنها سفر نکن این دل شکسته ی از یاد رفته رو دیوونه تر نکن چشمای خیس من این چشمه های غم دیوونه ی توام ای رود مهربون از روز وصلمون چیزی بگو به من حرفی بزن گلم من کم تحملم.... با گریه های تو روزای شادمو از یاد می برم اما چه فایده می ترسم عاقبت از یاد تو برم کم گریه کن گلم من کم تحملم با چشم های خیس این چشمه های غم با گریه ی زیاد با خنده های کم انگار تا ابد با این بهونه ها جای منو تو اند دیوونه خونه ها حرفی بزن گلم من کم تحملم.... با من بمون گلم من کم تحملم ...
|
|
لینک ثابت|
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 10:39 توسط میلادوشقایق |
|
|
ولی تا دلت بخواد گریه های من پر فریاد بود و هق هق. من تنها من خسته... هر چی باشم عاشق تو
|
|
کم کمک وقت خداحافطی ما از راه رسيده هواي تازه ی تنها يی ها از راه رسيده بغلم کن آخرين بار وقت رفتن رسيده يک کمی خنده واسه روزای بارونی دارم که می خوام توی جيبم نزديک قلبم بذارم يه بغل خاطره از تو توی کوله بارمه يک کمی اشک و گلايه لای دستمال پيچيدم وقتی دلم تنگ تو شد غم تو توشه ی راهمه |
|
لینک ثابت|
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 17:55 توسط میلادوشقایق |
|
|
تمام نا تمام من با تو تمام میشود
|
|
آی خدا خداجونم امشب می خوام سر رو شونه های تو بذارم امشب هیچ غصه ای ندارم آخه تو قول دادی تا صبح و تا شب و تا صبح فرداهاش با من باشییییییییییییییییییییی آی خداجونم امشب از شادی بال در میارم و تا همون بالا بالا ها دنبال نور ستاره هات میام خدایا چه شبیه امشب دوست دارم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دنیا شبیه توست مثل دلبری هات چیزی شبیه رنگ رنگ روسری هات
مثل شکوه بادبادک بازی باد وقتی که می رقصاندش بازیگری هات
چیزی شبیه دل به لبخند تو دادن مثل گل تردید در نا باوری هات
افسوس اما شهر ارزان می فروشد در پارکهای شوخ، شرم دختری هات
ای شهرزاد قصه های سالها پیش افسانه ام کن با تب افسونگری هات
گم کرده ام آه ای هزار و یک درد خورشید را قصه ی دیو و پری هات شاهی؟ گدایی؟ مرشدی؟ پیری؟ چه هستی؟ دل بسته ام عمری است بر پیغمبری هات
امشب عمو زنجیر باف قصه ام را آورده ام در حلقه ی پا منبری هات
نذر مرا با کاسه ای گندم ادا کن تا پر بگیرم در حریم پاپری هات امروز یادم کن که فردا دیگر از من گردی نخواهد خاست با یادآوری هات *** دنیا شبیه توست..... وقتی ماه باشی ، حتی خدا دل می دهد بر دلبری هات |
|
لینک ثابت|
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 17:38 توسط میلادوشقایق |
|
|
تو را از بین صدها گل جدا کردم .........عشق من
|
|
عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هر چه بيني عکس يار/عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر/عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني از فراقش سوختن/عشق يعني سر به در آويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن/عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني لحظه هاي التهاب/عشق يعني بنده فرمان شدن عشق يعني تا ابد رسوا شدن/عشق يعني گم شدن در کوي دوست عشق يعني هر چه در دل آرزوست/عشق يعني يک تيمم يک نماز عشق يعني عالمي راز و نياز/عشق يعني يک تبسم يک نگاه عاشقی |
|
لینک ثابت|
دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 9:58 توسط میلادوشقایق |
|
|
بنام آنكه آفريد مرا و براي خوشبختي من تو را
|
|
کاش بودی تا نگاه خسته ام ... بی خبر از موج و از دریا نبود کاش بودی تا دو دست عاشقم ... غافل از لمس گل مینا نبود کاش بودی تا زمستان دلم ... اینچنین پر سوز و پر سرما نبود دوست دارم زيبا ترين جمله را تقديم آن چشمان با محبت كنم . فرشته ي زيباي آرزو هايم چقدر دوست داشتم در كنارم بودي و خود مي كردي چقدر دلم مي خواست كه در تنهايي ام دستان تو را بر شانه هاي خسته ام احساس كنم . پس بيا مرا نوازش كن .
|
|
لینک ثابت|
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 15:43 توسط میلادوشقایق |
|
|
هیچ کی مثل من تورو دوست نداره این و از تو چشمام می تونی بخونی
|
|
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من وعشق تو دمی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن وگوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت وپناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
اینک که می نویسم، این نامه را برایت، افسوس سخت خالیست، اینجا همیشه جایت، بعد از سلام اینبار، سه نقطه می گذارم. شاید قبول کردی، یکجا شوم فدایت. باید خودت بفهمی،منظور نقطه چین را، یعنی به رسم عادت، دل می کند هوایت، در، هست گوشم اما، دروازه نیست جانا، پیچیده در دل من،تکرار هر صدایت، من از تو دل نکندم، من دوست دارمت باز. یعنی که می نشینم، یک عمر من به پایت، این که غزل بگویم، در اختیار من نیست، مثل همیشه باشد، تقصیر چشمهایت. پایان این غزل هم،پایان نامه ام شد. باشد همیشه قلبم، هر گوشه ای فدایت... |
|
لینک ثابت|
سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 16:53 توسط میلادوشقایق |
|
|
تقدیم به تنها بهونه واسه نفس کشیدنم
|
|
تقدیم به شقایقم که دلم برای بودنش به اندازه ی ستاره ها تنگه ...
در هجوم سخت تند باد یک نفر با یک چراغ از ره رسید او اگرچه بیگانه اما آشنا بود ! در درون قلب تنهایم یک بغل یاس و اقاقی بود و من با هر چه پاکی و صداقت دل به او دادم .... دوستت دارم شقایق جونم ![]() در انتظار آمدنت بودم، تا مرا به سرزمین پاک دلت میهمانی کنی و دنیایم را با حجم "بودنت"،که اکنون همه دنیای من شده، پر نمایی !؟ چشم براهت بودم تا مهربانی، شور و عشقم را خرج چشمانت کنم! منتظرت بودم! تا بار دگر، دستهای مرا به معراج شانه هایت، ببری! انتظار دیدارت، هنوز با من است! سخت و کشنده!! اما تو دیگر نیامدی... |
|
لینک ثابت|
سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 18:56 توسط میلادوشقایق |
|
|
من تو رو تا بی نهایت می پرستم دوست دارم
|
|
اي دوست يگانه
در حق تو لطفی کنم کر نباشم یار دیرین بر خودم نفرین کنم عاشقت گشتم تو گفتی عاشقان دیوانه اند عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای
|
|
لینک ثابت|
شنبه بیستم آبان 1385ساعت 10:58 توسط میلادوشقایق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| امکانات |
| درباره وبلاگ |
توی اسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست ؟ اسمون جائی نداره واسه من تنهائی درد...درد هیچ کس و نداشتن هر گل پژمرده ای رو تو غبار سینه کاشتن دیگه باور کردم این و که باید تنها بمونم تا دم لحظه مردن شعر تنهائی بخونم
|
| آرشیو موضوعی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پيوندهای روزانه |
|
|
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
RSS
|