| کلبه ی عشق میلاد و شقایق |
|
تمام نا تمام من با تو تمام میشود
|
|
آی خدا خداجونم امشب می خوام سر رو شونه های تو بذارم امشب هیچ غصه ای ندارم آخه تو قول دادی تا صبح و تا شب و تا صبح فرداهاش با من باشییییییییییییییییییییی آی خداجونم امشب از شادی بال در میارم و تا همون بالا بالا ها دنبال نور ستاره هات میام خدایا چه شبیه امشب دوست دارم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دنیا شبیه توست مثل دلبری هات چیزی شبیه رنگ رنگ روسری هات
مثل شکوه بادبادک بازی باد وقتی که می رقصاندش بازیگری هات
چیزی شبیه دل به لبخند تو دادن مثل گل تردید در نا باوری هات
افسوس اما شهر ارزان می فروشد در پارکهای شوخ، شرم دختری هات
ای شهرزاد قصه های سالها پیش افسانه ام کن با تب افسونگری هات
گم کرده ام آه ای هزار و یک درد خورشید را قصه ی دیو و پری هات شاهی؟ گدایی؟ مرشدی؟ پیری؟ چه هستی؟ دل بسته ام عمری است بر پیغمبری هات
امشب عمو زنجیر باف قصه ام را آورده ام در حلقه ی پا منبری هات
نذر مرا با کاسه ای گندم ادا کن تا پر بگیرم در حریم پاپری هات امروز یادم کن که فردا دیگر از من گردی نخواهد خاست با یادآوری هات *** دنیا شبیه توست..... وقتی ماه باشی ، حتی خدا دل می دهد بر دلبری هات |
|
لینک ثابت|
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 17:38 توسط میلادوشقایق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| امکانات |
| درباره وبلاگ |
توی اسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست ؟ اسمون جائی نداره واسه من تنهائی درد...درد هیچ کس و نداشتن هر گل پژمرده ای رو تو غبار سینه کاشتن دیگه باور کردم این و که باید تنها بمونم تا دم لحظه مردن شعر تنهائی بخونم
|
| آرشیو موضوعی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پيوندهای روزانه |
|
|
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
RSS
|