| کلبه ی عشق میلاد و شقایق |
|
تقدیم به تنها بهونه واسه نفس کشیدنم
|
|
تقدیم به شقایقم که دلم برای بودنش به اندازه ی ستاره ها تنگه ...
در هجوم سخت تند باد یک نفر با یک چراغ از ره رسید او اگرچه بیگانه اما آشنا بود ! در درون قلب تنهایم یک بغل یاس و اقاقی بود و من با هر چه پاکی و صداقت دل به او دادم .... دوستت دارم شقایق جونم ![]() در انتظار آمدنت بودم، تا مرا به سرزمین پاک دلت میهمانی کنی و دنیایم را با حجم "بودنت"،که اکنون همه دنیای من شده، پر نمایی !؟ چشم براهت بودم تا مهربانی، شور و عشقم را خرج چشمانت کنم! منتظرت بودم! تا بار دگر، دستهای مرا به معراج شانه هایت، ببری! انتظار دیدارت، هنوز با من است! سخت و کشنده!! اما تو دیگر نیامدی... |
|
لینک ثابت|
سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 18:56 توسط میلادوشقایق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| امکانات |
| درباره وبلاگ |
توی اسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست ؟ اسمون جائی نداره واسه من تنهائی درد...درد هیچ کس و نداشتن هر گل پژمرده ای رو تو غبار سینه کاشتن دیگه باور کردم این و که باید تنها بمونم تا دم لحظه مردن شعر تنهائی بخونم
|
| آرشیو موضوعی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پيوندهای روزانه |
|
|
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
RSS
|