| کلبه ی عشق میلاد و شقایق |
|
هیچ کی مثل من تورو دوست نداره این و از تو چشمام می تونی بخونی
|
|
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من وعشق تو دمی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن وگوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت وپناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
اینک که می نویسم، این نامه را برایت، افسوس سخت خالیست، اینجا همیشه جایت، بعد از سلام اینبار، سه نقطه می گذارم. شاید قبول کردی، یکجا شوم فدایت. باید خودت بفهمی،منظور نقطه چین را، یعنی به رسم عادت، دل می کند هوایت، در، هست گوشم اما، دروازه نیست جانا، پیچیده در دل من،تکرار هر صدایت، من از تو دل نکندم، من دوست دارمت باز. یعنی که می نشینم، یک عمر من به پایت، این که غزل بگویم، در اختیار من نیست، مثل همیشه باشد، تقصیر چشمهایت. پایان این غزل هم،پایان نامه ام شد. باشد همیشه قلبم، هر گوشه ای فدایت... |
|
لینک ثابت|
سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 16:53 توسط میلادوشقایق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| امکانات |
| درباره وبلاگ |
توی اسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست ؟ اسمون جائی نداره واسه من تنهائی درد...درد هیچ کس و نداشتن هر گل پژمرده ای رو تو غبار سینه کاشتن دیگه باور کردم این و که باید تنها بمونم تا دم لحظه مردن شعر تنهائی بخونم
|
| آرشیو موضوعی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پيوندهای روزانه |
|
|
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
RSS
|