| کلبه ی عشق میلاد و شقایق |
|
بنام آنكه آفريد مرا و براي خوشبختي من تو را
|
|
کاش بودی تا نگاه خسته ام ... بی خبر از موج و از دریا نبود کاش بودی تا دو دست عاشقم ... غافل از لمس گل مینا نبود کاش بودی تا زمستان دلم ... اینچنین پر سوز و پر سرما نبود دوست دارم زيبا ترين جمله را تقديم آن چشمان با محبت كنم . فرشته ي زيباي آرزو هايم چقدر دوست داشتم در كنارم بودي و خود مي كردي چقدر دلم مي خواست كه در تنهايي ام دستان تو را بر شانه هاي خسته ام احساس كنم . پس بيا مرا نوازش كن .
|
|
لینک ثابت|
شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 15:43 توسط میلادوشقایق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| امکانات |
| درباره وبلاگ |
توی اسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست ؟ اسمون جائی نداره واسه من تنهائی درد...درد هیچ کس و نداشتن هر گل پژمرده ای رو تو غبار سینه کاشتن دیگه باور کردم این و که باید تنها بمونم تا دم لحظه مردن شعر تنهائی بخونم
|
| آرشیو موضوعی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پيوندهای روزانه |
|
|
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
RSS
|